تبليغاتX
آموزشگاه های ایرانیان

آموزشگاه های ایرانیان

آگاهی رسانی نسبت به وضع آموزشگاه ها و راهکارهای بهبود آنها

جملات برگزیده از کتاب "بالا بردن سطح درک کودکان و ایجاد انگیزه در کلاس"

نوشته دنیس م . مک اینرنی

نشر قطره

فصل 1

 انگیزه و یادگیری

-          فکر می کنید به عنوان یک معلم برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان شخصاً چه وظیفه ای دارید ؟

-          پیش از شروع بحث درباره ی ابعاد مختلف انگیزه، از جدولی برای فهرست کردن راهکارهای اساسی به منظور ایجاد انگیزه در تک تک دانش آموزان استفاده کنید. آیا بعضی از راهکارها موثرتر از بقیه است؟

 

فصل 2

این چیزها به چه درد من می خورد؟

-          اگر بتوانید بعضی وقت ها توجه بعضی دانش آموزان را جلب کنید، موفق شده اید.

-          شاید دانش آموزان نتوانند ارتباطی بین آن فعالیت و زندگی واقعی پیدا کنند. شاید احساس می کنند که تکلیف شان خیلی سخت است و توان انجامش را ندارند؛ شاید هم از ارزیابی و مردود شدن هراس دارند. این گونه افکار منفی دشمن انگیزه است، و اغلب دانش آموزان در دام احساس بیمار گونه ای اسیر می شوند که حس اعتماد به نفس، علاقه و هیجان یادگیری را در آنان تحلیل می برد.

-          ابتدا با استفاده از روش های مختلف تدریس، از قبیل کار گروهی، تمرین با گروه هم سالان، بازی، شبیه سازی موقعیت، دادن حق انتخاب به دانش آموزان و سنجش یادگیری ایشان نسبت به روش، سرعت و محتوا، می توان برآورد کرد که دانش آموزان چه قدر خود را درگیر انجام تکلیف کرده اند. به ویژه بسیار مهم است که یادگیری در بافتی مربوط به  «زندگی واقعی» صورت گیرد.

-          یکی از راه های افزایش علاقه ی دانش آموزان نسبت به فعالیت های آموزشی تحریک حس کنجکاوی آنان ضمن انجام فعالیت های کلاسی است. کنجکاوی عنصر اصلی سازنده ی انگیزه ی ذاتی است. موقعیت های غافلگیرکننده، نامناسب یا بی ارتباط با عقاید و ایده های دانش آموزان کنجکاوی را تحریک می کند.

-          روش دیگر، بهره گیری از قوه ی تخیل، بازی های تخیلی و شبیه سازی در فعایت های آموزشی است.

-          کنجکاوی، تخیل و شبیه سازی باعث تحریک علاقه ی مقطعی ( situational interest ) در انجام تکلیف می شود و انگیزه ایجاد می کند. بازی های کودکانه فرصت مناسبی است برای مشاهده ی بیش ترین میزان انگیزه ی خودجوش.

-          باید نسبت به ابتکار عمل دانش آموزان علاقه نشان دهید. یا حتی ابراز هیجان کنید.

-          بی شک دلیل اصلی این که چرا بعضی از دانش آموزان خود را درگیر یادگیری نمی کنند این است که به توان خود برای انجام آن باور ندارند و بنابراین از شکست وحشت می کنند. این افکار و احساسات منفی در کلاس هایی تشدید می شود که رقابت، ارزیابی علنی و تمرینات بدون فکر ارائه می شود.

-          در این گونه موارد، لازم است دانش آموزان تفکرات منفی را کنترل کنند تا بتوانند برای خود به عنوان دانش آموز ارزش قایل شوند.

-          به عبارت دیگر، می توان به دانش آموزان یاد داد که به چه افکاری اهمیت دهند و کدام یک را کنار بگذارند.

-          اولین مسئله مربوط به افکار شخصی است که طی گفت و گو میان دانش آموز و معلم تغییر می کند.

-          معلمانی که دانش آموزان را کم تر کنترل می کنند و به دانش آموزان فرصت استقلال، ابتکار و ابراز وجود می دهند ، فضای موثرتری را برای یادگیری و ایجاد انگیزه فراهم می آورند. این راهکار برای          دانش آموزانی که تفکر بدبینانه دارند، مناسب ترین راهکار محسوب می شود.

-          واقعیت این است که ما در مورد کارهای مورد علاقه و تحت کنترل خود به بهترین نحو عمل می کنیم. بنابراین، مهم است که دانش آموزان حق انتخاب داشته باشند و اختیار فعالیت به دست خودشان باشد.

-          باید برای دانش آموزانی که نسبت به توانمندی شان افکار منفی دارند فرصت هایی پدید آورید تا با هم سالان خود همکاری متقابل و تبادل افکار و احساسات داشته باشند.

-          لازم است با پرهیز از ارزش گزاری های خارجی و علنی و تاکید بر نتیجه ی کار بر اساس حداکثر توانایی فرد، و نه هنجارهای قیاسی منعکس شده در رتبه و نمره ، میزان مقایسه های اجتماعی را کم کنید.

-          کاری کنید که دانش آموزان بدانند اشتباه بخشی از یادگیری است.

-          باید بگذاریم دانش آموزان در یادگیری خود احساس عاملیت کنند.

-          تشویق شان کنید تا به دنبال راه های جذاب کردن تکالیف باشند.

-          تشویق شان کنید تا احساس عدم اطمینان بر دوش شان سنگینی نکند؛ آن ها باید نگرانی های شان را روشن بیان کرده و درخواست کمک کنند.

-          در انجام کارهای مشخص گزینه هایی را برای انتخاب بگذارید.

-          علاقه از راه های مختلفی ایجاد می شود. مثلاً، ربط دادن چیزهای جدید به نیاز دانش آموز و توانمندی های موجود اغلب علاقه ی فرد را افزایش می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 15:36  توسط کیقباد بهدین  | 

دوستان گرامی،

پیش از هر چیز گشایش پایگاه آگاهی رسانی تالار آموزش را به آگاهی آن دسته از کسانی می رسانیم که برای آموزش و پرورش واقعی و درست نونهالان و نوجوانان و جوانان زرتشتی اهمیت قایل هستند. تالار آموزش با همت مدیران دلسوز آموزش کودکستانها و مدارس پسرانه تهران و تنی از کسانی که به پرورش کودکان و فردای جامعه دلبستگی دارند پایه گذاری شده و چشم به راه پیوستن سایر عزیزان است. البته وب سایت در حال به روز رسانی و تکمیل است. تالار آموزش یک نهاد مردمی است و به هیچ انجمنی وابستگی ندارد.

www.talareamUzesh.ir

سپس می خواهم از تلاشهای کسانی که به وضع آموزشگاه های زرتشتی بویژه آموزشگاه های دخترانه تهران رسیدگی کرده اند سپاسگزاری کنم. و می خواهم از آن دسته از کسانی که به عنوان برگزیده ی مردم در هیات مدیره ی انجمن زرتشتیان تهران با کم لطفی و بدون جدیت لازم برنامه ها و نامه های خود را پی گیری خوبی نمی کنند گله کنم (برنامه ی خاص نمودن آموزشگاه های گیو، گشتاسب و نوشیروان جی تاتا و نامه استفاده از تالار منور آبادیان).

اگرچه غرض ورزی،  نادانی و روحیه تچاوزگری تنی از مسوولین پیشین اداره آموزش و پرورش منطقه ۶ تهران و دبیرستان نوشیروان جی تاتا در آنچه امروز دختران دبیرستانی زرتشتی تهران از آن رنج می برند و دست جوانان ما را از تالار منور آبادیان (تنها تالار ورزشی همگانی زرتشتیان تهران) کوتاه کرده است، نقش اساسی دارد ولی  به سختی می توان کسانی را که طی سه چهار سال گذشته با کمبود احساس مسوولیت خود به روند زیاده خواهی اداره تن داده اند شریک جرم  آنها ندانست. این افراد فقط شامل اعضای محترم هیات مدیره ی کنونی و پیشین انجمن زرتشتیان تهران نمی شود. همان جوانانی که در تالار منور آبادیان ورزش می کردند هم پیگیری جدی نکردند. این تالار از آن همه ماست نه هیات مدیره ی انجمن.

به آگاهی می رسانم که این وبلاگ بزودی به یک وبلاگ همگانی آموزشگاه های ایران بدل می شود. به این ترتیب که در این وبلاگ فقط حاصل پژوهشها ، مطالعات و مشاهده های بنده و دوستان گرامی آموزگار و روانشناس و مترجم و دیگر تخصصها در زمینه ی پرورش و آموزش نونهالان ، نوجوانان و جوانان ایرانی با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی درج خواهد شد. اینجانب به عنوان یکی از اعضای گروه راهنما در خدمت تالار آموزش خواهم بود و همه نوشتارهای بنده از این پس، حتی درباره ی آموزشگاه های زرتشتی در وبلاگ شخصی من منتشر خواهد شد. همه دوستان رسانه ای می توانند آزادانه ولی بدون سانسور و دخل و تصرف با ذکر نام بنده و نشانی وبلاگ از آن نوشته ها استفاده کنند و آن را در سایت یا نشریه خود منتشر سازند. 

به هر حال اینجانب با همفکری تنی چند از دوستان در پی راه اندازی آموزشگاه های دخترانه ی غیردولتی در تهران هستیم. اگر کسی مایل به همکاری است به ویژه می تواند ساختمانی را به مشارکت بگذارد خواهش می کنم نشانی خویش را به صورت دیدگاه برای من بگذارد یا به نشانی من بفرستد.

ارادتمند همه دوستان و خوانندگان گرامی هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 10:30  توسط کیقباد بهدین  | 

تالار آموزش

گزارش

با برگزاری دو جلسه،« تالار آموزش» وارد مرحله عملیاتی خود شد. در جلسه نخست تنی چند از فعالان اجتماعی و صاحب نظران آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان راهنمایی ها و راهکارهای لازم برای به ثمر نشستن هدفهای تالار آموزش را در کوتاه مدت و درازمدت بیان کردند. در جلسه دوم که مدیران   آموزشگاه های خاص زرتشتیان تهران حضور داشتند، هدفهای تالار آموزش بیان شد و مدیران آموزشگاه ها نکاتی را برای عملیاتی کردن آن گوشزد کرده و در کل از آن به عنوان پدیده ای مثبت در پیشبرد اهداف آموزش و پرورش جامعه یاد کردند.

با نوجه به نکات مذکور برنامه عملیاتی تالار آموزش به شرح زیر خواهد بود.

 

برنامه عملیاتی

1-     نوشتن چگونگی کارکرد

2-     اختصاص دفتر مجازی(web site) با کارایی های مورد نظر

3 الف-  پذیرش هموند در گروه راهبر( کسانی که توان هدایت یا انجام کمک های مالی و غیرمالی به آموزش و پرورش کودکان، نوجوانان و جوانان زرتشتی را دارند.)

3 ب-  پذیرش هموند در گروه راهنما( کسانی که توان کمک به مدیران آموزش/ پرورش در زمینه برنامه ریزی، تهیه برنامه عملیاتی، تهیه برنامه استراتژیک، ارتباط با گروه راهبر و موارد مشابه را دارند.)

3پ- پذیرش برنامه های آموزشی/ پرورشی از مدیران یا دانشجویان/ دانش پژوهان

4- تهیه برنامه عملیاتی/استراتژیک برای مقاصد مورد نظر مدیران یا دانشجویان توسط گروه راهنما

5-   آگاهی رسانی برنامه عملیاتی/استراتژیک برای عموم در web site و برای هموندان گروه راهبر به صورت رایانامه(email) یا پست نسخه چاپی

6-     تماس هموندان علاقمند گروه راهبر با راهنمای مربوطه هر برنامه و کسب آگاهی بیشتر و کامل

7-   از گروه راهبر هر کسی که به توافق لازم برای کمک به برنامه با فرد راهنما دست یافت به مدیر آموزشگاه یا دانشجو/ دانش پژوه مربوطه معرفی می گردد تا کمک خود ( مالی یا غیرمالی) را به طور مستقیم و بدون واسطه در اختیار استفاده کننده قرار دهد.

8-   بازبینی و بررسی و نظارت فرد راهبر در همه طول برنامه تحت حمایت خود برای این که اطمینان یابد برنامه مورد نظر طبق پیش بینی پیش می رود و به اهداف واسط و هدف نهایی خود دست     می یابد و کمک اعطا شده در راه مورد نظر صرف می شود.

9-   گزارش نهایی هر برنامه اجرا شده با بازخوردهای به دست آمده از راهبر، راهنما، مدیر، دانشجو و دانش آموزان مربوطه در وب سایت درج می شود.

 توضیح بیشتر

در واقع، تالار آموزش محل ارائه نیازهای آموزش و پرورش کودکان و جوانان زرتشتی خواهد بود، چه آنها که در آموزشگاه های خاص زرتشتیان مشغول تحصیل هستند، چه دانشجویان عزیزی که در دانشگاه های کشور پراکنده هستند. قابل توجه است که آموزشگاه ها و موسساتی که ویژه فقط زرتشتیان نیستند نمی توانند از امکانات تالار آموزش استفاده کنند.

تالار آموزش محلی است برای نیک اندیشان گرانقدری که می خواهند با کمک به آموزش و پرورش آیندگان زرتشتی، نقش پررنگ تری در رشد و تعالی جامعه داشته، نام خود یا والدین خود را تا همیشه در خاطر جوانان دریافت کننده این کمک ها و در تاریخ جامعه حک کنند. این کمک فقط مالی نیست. شاید کسی که معلم خوبی هم هست بخواهد از تجربه یا دانش خود به جوانان جامعه ببخشد.

تالار آموزش هیچ گونه کارکرد مالی ندارد. کسانی که می خواهند به آموزش جامعه کمک کنند، در تالار آموزش با نیازهای کودکان، نوجوانان و جوانان زرتشتی در زمینه آموزش و پرورش آشنا می شوند و پس از دریافت آگاهی کامل کمک را مستقیماً در اختیار مدیر آموزشگاه یا دانشجوی مربوطه قرار می دهد. تالار آموزش هیچ حساب یا صندوقی برای جمع آوری پول و کمک ندارد و کمک ها مستقیم به استفاده کننده آن اعطا می شود. تالار آموزش ویترین نیازهای آموزشی و پرورشی جامعه زرتشتی به شمار می آید. در تالار آموزش کسانی که توان کمک دارند و به آینده جامعه عشق می ورزند در گروه راهبر قرار می گیرند و دلسوزانی که کار بزرگ آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان زرتشتی را به عهده دارند برنامه های خود را با برآورد هزینه مورد نیاز، زمان بندی، هدفهای کوتاه مدت و درازمدت و تحت هدایت گروه راهنما ارائه می کنند. در تالار آموزش فرد راهبر می تواند همه برنامه ها را ببیند و آن برنامه ای را که بیشتر می پسندد و دوست دارد انتخاب کند. بنابراین در یک محیط مجازی، همه برنامه ها با اطلاعات کامل در دسترس خواهد بود. یعنی نیک اندیشان ناچار نیستند به تک تک آموزشگاه ها سر بزنند و بپرسند چه لازم دارند. آنها در یک نگاه و در هر جای دنیا که باشند می توانند به جامعه خود کمک کنند تا آینده بهتری پیش رو داشته باشد.

صحبتهایی که با نیک اندیشان برجسته جامعه زرتشتی صورت گرفته نشان می دهد این عزیزان به اهمیت آموزش و پرورش در پویایی آینده جامعه به خوبی واقف هستند و می خواهند با سهیم شدن در آموزش و پرورش نام خود یا پیشینیان خود را برای همیشه در تاریخ جامعه حک کنند.نام این افراد مانند نام های روی پلاک ها و ظرفهای مسی نیست، ظرفی که یک نفر می بیند و یادی از او کند. این کمک ها را عده ای کودک و نوجوان، پدر و مادر آنها و اقوام دور و نزدیک آنها می بینند. این کمک ها را آینده جامعه زرتشتی یعنی همین کودکان و نوجوانان به یاد خواهند داشت. این کمک ها که نشان از دوراندیشی فرد دارد هرگز از تاریخ جامعه پاک نمی شود ولی دیوارها خراب می شوند و باغها می سوزند و چون تاثیر معنوی ندارند هیچ اثری در تاریخ از آنها نمی ماند.

به عنوان نمونه دلسوزان نیک اندش مانند ارباب رستم گیو، ارباب گشتاسب فلفلی و نوشیروان جی تاتا روزگاری با هزاران امید و تحت هدایت مدیران افسانه ای جامعه مانند ارباب کیخسرو شاهرخ ساختمانهایی را بنیان نهادندکه امروزه می بینیم بی کفایتی مدیریتی، ساخته های آنها را از جامعه زرتشتی گرفته است؛ ولی هزینه ای که نیک اندیش گرانقدر برای آموزش تکمیلی دبستانی ها انجام داده را آیا کسی می تواند از جامعه بازپس گیرد؟ آیا سوء مدیریت انجمن ها و صاحبان قدرت می تواند آن را از ذهن والدین این دانش آموزان پاک کند یا اثر آن را از آینده این کودکان بگیرد؟

تالار آموزش راهی برای شهرت و جاه طلبی افراد نیست. رئیسی ندارد. کارمندی ندارد. خزانه داری ندارد. همه می توانند به تالار آموزش بیایند و ببینند آیا می توانند به آینده جامعه کمکی بکنند، حتی رئیس و کارمند و خزانه دار. بازرس ندارد ولی کسی که به یک برنامه کمک کرده، می تواند در صورت تمایل از نتیجه کمک خود بازدید کند. می تواند کمک خود را در چند مرحله تقسیم کند که اگر کار بر وفق نظر او نبود کمکش را قطع کند. تالار آموزش جایی است برای نیک اندیشانی که فکر آنها از آجر و سیمان و ساختمان خسته شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 15:59  توسط کیقباد بهدین  | 

لازم دیده نمی شود که درباره اهمیت پرورش نونهالان و آموزش نوجوانان چیزی بگوییم. شاید این مساله ای است که همه حداقل به صورت ظاهری هم که شده آن را قبول دارند.

شمار پائین دانش آموزان شاغل تحصیل در آموزشگاه های زرتشتیان تهران- به ویژه آموزشگاه های دختترانه- یکی از مسائل قابل تامل است. اگر به صحبت والدینی که کودکان و نوجوانان خود را به مدارس غیرزرتشتی می فرستند گوش دهید، دلایل متنوعی را می شنوید اما دو مورد از همه بیشتر شنیده می شود: مشکل رفت و آمد و کیفیت پایین آموزشی.

کلاسهایی که برای تقویت کیفیت آموزش در دبستانهای زرتشتیان تهران، روزهای جمعه برگزار می شود یکی از نشانه های بارز مشکلات آشکار در آموزش آموزشگاه های زرتشتیان است. درواقع، این کلاسها نشان می دهد که همه دست اندکاران به سطحی بودن آموزش در دبستانها اذعان دارند. اگر چه نمره های بیست بدون پشتوانه و حساسیت غیر منطقی بسیاری از والدین درباره بیست گرفتن فرزندشان بدون توجه به عمق یادگیری در این امر بی تاثیر نیست.

افت تحصیلی قابل ملاحظه بیشتر دانش آموزان با ورود به دوره راهنمایی که در آن نمره مثل نقل و نبات پخش نمی شود یکی دیگر از نشانه های مشکلات آموزشی است.

اما شاید بزرگترین مشکل در راه آموزش نوجوانان سیستم اشتباه  آموزشی ست که وزارت آموزش و پرورش با بودجه ناچیز خود پیش پای مدارس دولتی قرار می دهد و ناخواسته بسیاری از مدارس غیر دولتی هم برای صرفه جویی در مخارج، استعدادهای نوجوانان را با این شیوه غلط می سوزانند.

اگر هم اکنون از مدیران آموزشگاه های زرتشتیان تهران درباره کاستی های آموزشی بپرسید، شاید پیش از هر چیز به بودجه لازم اشاره کنند. البته از سوی افکار همگانی این پرسش مطرح است که حتی اگر بودجه ممکن در دسترس باشد، آیا مدیریتی توانا بر مدارس زرتشتیان حاکم است که بتواند ازآن برای تعالی کیفیت آموزشی استفاده کند.

پس می بینید که والدین و فرهنگ بیست پروری آنها، کودکان و بی آگاهی معصومانه آنها درباره اهمیت تاثیر آموزش و مطالعه در آینده خود و جامعه شان، سیستم غلط وزارت آموزش و پرورش و خساست آن در آموزش که ناشی از کوته فکری سیستماتیک است، و سایر عوامل که از این نوشتار پنهان مانده است دست به دست هم داده اند که نتایج ضعیف کنونی پیش رو باشد.

 تالار آموزش

یکی از اصلی ترین مشکلاتی که می تواند مادر بسیاری از سایر مسایل شمرده شود، کمبود بودجه است. با ناتوانی روز افزون سازمانهای زرتشی متولی آموزشگاه های زرتشتی در تهران به نظر می رسد که بدون پشتیبانی مردمی از آموزشگاه های خودمان نتوانیم در آینده آنها را نگه داریم و پیش پدران خود که با سختی زیاد این آموزشگاه ها را بنیان نهاده اند شرمنده شویم.

هدف از تشکیل تالار آموزش این است که با برطرف کردن مشکل مالی فراروی بسیاری از برنامه های آموزشی، سطح آموزشی آموزشگاه ها و پرورشی کودکستان های زرتشتی را بالا برده، در حدی قابل قیاس با آموزشگاه های پیشرفته دنیا برساند. بدیهی است که در کنار پول، مدیریت خوب هم در خود آموزشگاه ها لازم است.

تالار آموزش شبکه رابط بین دهشمندان و آموزش زرتشتیان خواهد بود. امروزه یکی از مشکلات در هازمان زرتشتی تهران این است که دهشمندان اعتماد همیشگی خود به ارگانهای مربوطه را از دست داده اند و به همین سبب بیشتر علاقه دارند که پول را خودشان توسط معتمدین خود و با برنامه خود و طبق نظر خود خرج کنند و سازمانهای مربوطه را از نظر تدبیر، دانش و دلسوزی در حدی نمی بینند که بتوانند مدیریت مبالغ دهش شده را انجام دهد. از سوی دیگر، سازمانها بدون در نظر گرفتن و توجه به قضیه بالا، با نپذیرفتن این گونه دهش ها و گاه حتی ایجاد کدورت نزد این دهشمندان، هازمان زرتشی را از این نعمت محروم    کرده اند. تالار آموزش در تلاش است تا این شکاف را پر کند.

تالار آموزش شامل دو گروه است: یک گروه راهبر و یک گروه راهنما. گروه راهبر که هر یک از دهشمندان یکی از اعضای آن هستند در واقع در حکم بدنه تصمیم گیری و مدیریت صندوق خواهد بود. برای تصمیم گیری و مدیریت درست به اطلاعات صحیح نیاز است که گاه این اطلاعات تخصصی آموزش به راحتی در دسترس نیست. گروه راهنما در واقع به منزله منبع اطلاعات و بانک اندیشه و ایده، جهت درست را به گروه راهبر نشان می دهد. بدیهی است که در گروه راهنما مدیران آموزشگاه ها، استادها و دانش آموزان و دانشجویان شرکت خواهند داشت.

تالار آموزش فاقد هر گونه حساب بانکی یا گاوصندوق است. این تالار مجازی جایی است برای این که دلسوزان آموزش و دانش پژوهان زرتشتی برنامه های خود را به صورت پله بندی شده ارائه دهند. برنامه های مزبور به روشهای مقتضی به آگاهی دهشمندان خواهد رسید و پرسش های آنها در این زمینه پاسخ گفته خواهد شد. پس از این مرحله نوبت گروه راهبر است که دهش خود را متناسب با پله های تعریف شده به صورت تدریجی در اختیار دانش پژوهان یا آموزشگاه ها قرار دهد و با دستیابی به هدف توافق شده در هر مرحله، قسمت بعدی دهش برای انجام پله بعدی در اختیار قرار گیرد. در عین حال، دهشمند می تواند بر همه مراحل انجام کار طبق توافق پیشین نظارت داشته باشد یا خود کار را در همه مراحل انجام دهد.

یکی از مزایای تالار آموزش این است که اعضای گروه راهبر می توانند انفرادی هم عمل کنند. به این مفهوم که گاهی برای کارهای بزرگ همدستی چند دهشمند لازم است اما برای برنامه های خرد شاید یک دهشمند بخواهد از یک برنامه حمایت کند و این کار نیازی به همکاری سایرین ندارد. به عبارت دیگر، در صندوق آموزش تلاش می شود که ضمن کمک گرفتن از مزایای کار گروهی، در برخی موارد که مشکلات کار گروهی از پیشرفت کار جلوگیری می کند از امکان تصمیم گیری و مدیریت فردی بهره برداری شود. این نکته مهم در برخی از سازمانها به مذاق رییس جاه طلب خوش نمی آید ولی در صندوق آموزش تلاش بر این است که ساز و کار به گونه ای آماده شود که در خدمت برآورده کردن کمبودهای شخصیتی افراد و ضعفهای روحی فردی نباشد.

روند کار:

1-     ایده ای از سوی کسی در خارج از تالار آموزش ارائه می شود.

2-     این ایده توسط گروه راهنما بررسی شده و به صورت یک برنامه عملیاتی پله بندی شده تعریف و برآورد هزینه می گردد.

3-   برنامه عملیاتی پله بندی شده و هزینه های آن به صورت الکترونیک برای آگاهی عموم منتشر     می شود و به صورت مقتضی در اختیار گروه راهبرقرار می گیرد.

4-   افرادی از گروه راهبر که به حمایت از این برنامه علاقه دارند با راهنمای برنامه که یکی از اعضای گروه راهنماست تماس می گیرند و پرسشها یا نگرانی ها ی خود را بازگو می کنند.

5-   پس از توافق نهایی آن دسته از افراد گروه راهبر با راهنمای برنامه، برنامه مزبور توسط راهنمای آن و زیر نظارت راهبر یا راهبرهای آن به صورت پله ای انجام می شود.

الف- در مواردی که لازم باشد نشستهای حضوری با گردهمایی راهنمایان یا / و راهبرها برگزار  می شود.

در این بین ممکن است برخی از دهشمندان نخواهند نامشان فاش شود یا به علت مشغول بودن یا سکونت در خارج از کشور نتواند خود به عنوان راهبر بر کار نظارت داشته باشد و فقط بخواهد دهشی انجام دهد. این دسته از دهشمندان می توانند با معرفی یک نفر به عنوان راهبر مبلغ مورد نظر را در راه آموزش نوجوانان و جوانان زرتشتی یا پرورش نونهالان هزینه نماید. لیست راهبرهای سایر برنامه ها هم در دسترس این عزیران خواهد بود تا بتوانند از آنان برای کار نیک خود کمک نظارتی بگیرند.

 اعتماد

برای حفظ اعتماد دهشمندان در تالار آموزش هیچ محدودیتی وجود ندارد. روشهای گوناگون برای همه دهشمندان با هر گونه سلیقه قابل اجراست. هیچ میانجی و شخص واسطه ای وجود ندارد. دهشمند  می تواند دهش خود را مستقیم به شخص یا آموزشگاه مورد نظر بدهد و بر هزینه کرد آن نظارت داشته باشد. اگر می خواهد کسی را برای این کار به عنوان نماینده خود انتخاب کند مختار است. خلاصه این که در این جا فقط رسیدن به هدف که تعالی آموزشی و پرورشی است اهمیت دارد. صندوق آموزش        می خواهد بدین ترتیب فهرستی از برنامه های پله بندی عملیاتی را جهت ارتقای آموزشی دانش پژوهان و آموزشگاه های زرتشتی فراهم آورد و آن را در اختیار همه از جمله دهشمندان قرار دهد. هر کسی با توجه به علاقه خود می تواند برنامه ای را که دوست دارد در آن دهش کند، برگزیند و با راهنمای ان تماس بگیرد تا بقیه مراحل طی شود. این تالار رئیس ندارد که بخواهد با صدور دستورهای خود، نوعی دفاع روانی در برابر ضعفهای شخصیتی ایجاد کند. تالار آموزش جایی است برای کسانی که عاشق کمک به آموزش نوجوانان و جوانان زرتشتی هستند.

یکی از راه های حفظ اعتماد شفاف سازی است. در تالار آموزش همه برنامه ها، شامل برنامه های پیشنهادی، برنامه های در دست اجرا و برنامه های پایان یافته با گزارش کامل پیشرفت و جزئیات در اختیار همه قرار می گیرد.مشکلاتی که سد راه انجام برخی کارها شده به وضوح بیان می شود و تلاش می شود پاسخ پرسشها به موقع و به طور شفاف داده شود.

در نهایت، امید است که با این کار مسایل مالی پیش روی آموزش تا حدود زیادی حل شود و در عمل سرانه آموزش برای هر دانش آموز یا دانش پژوه زرتشتی افزایش یابد. از این بعد توان مدیران و دانش پژوهان اهمیت خواهد داشت که تا چه حد این انعطاف پذیری را داشته باشند که از کمک دهشمندان به بهترین نحو استفاده کرده، نتایج مثبت و عینی اجرای برنامه های خود و رضایت دانش آموزان را به آنها نشان دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:26  توسط کیقباد بهدین  | 

رئیس انجمن زر آبادی های مرکز نمی توانست نخندد. او می گفت:« ببینید! خیلی ساده است. یک سری کاغذ به منطقه 6 پرورش گل و نهال می دهیم و آنها در عوض به ما پول می دهند.» دکتر سرتیپ پرسید:« کاغذ؟» و شنید:« بابا منظورم سیاهه و فاکتور است. کاری نداره که.» فرهاد می گوید:« اون با من!»

دو ماه بعد:« فرهاد تویی؟ چی شده به موبایلم زنگ زدی؟» فرهاد با لکنت زبان می گوید:« ریختن.ریختن. 940 میلیون تومان به حساب بانک صادرات ما ریخته اند.» -:« کی؟» -:« منطقه 6 پرورش گل و نهال دیگه. سیاهه ها کار خودش رو کرد. حالا تو که دانشمندی با این پول چه کار کنیم؟» وی پاسخ می دهد:« ببین یه کاری باشه که بتونیم یه قسمتی از اون رو به اسم حق وکالت و پول چایی و این جور چیزها هضم کنیم. مثلاً پروانه ساخت از شهرداری بگیریم برای پروژه بزرگ. فعلاً ها هم که این کار سر نمی گیره و کسی دنبالش نمی ره. تازه دفعه بعد هم از اداره پرورش گل و نهال پول گرفتیم خرج تمدید همون پروانه می کنیم.» فرهاد گفت:« یعنی هیچی از این پول رو خرج گلخانه خودمون نکنیم.» رئیس می گوید:« گلخانه ما نیست مال انجمن هست. این پول رو من و تو فکر کردیم و دشت نمودیم. ولش کن انجمن رو.» فرهاد گفت:« گندش در می آد» رئیس گفت:« فکر همه جاش رو کردم، فرهاد کچل! حالا زود باش. راستی پروانه ساخت شهرداری هم     می تونی جعل بکنی؟» فرهاد پرسید:« بازرس مرادپور چی؟» رئیس گفت:« خودش و خانواده اش رو تهدید می کنی، دیگه حساب دستش می آد. نگفتی می تونی جعلش کنی؟»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 13:34  توسط کیقباد بهدین  | 

 دبستان گیو، راهنمایی گشتاسب فلفلی و دبیرستان انوشیروان دادگر به همت ارباب رستم گیو، ارباب کیخسرو شاهرخ، ارباب گشتاسب فلفلی و روانشاد انوشیروان جی تا تا وحمایت هموندان هیات مدیره وقت انجمن زرتشتیان تهران در اوایل قرن حاضر خورشیدی در تهران بنیان گذارده شد. بینش بالای همه این عزیزان سبب شد با نگرشی ژرف و به دور از تعصب های جاهلانه و بدون خودخواهی امکان استفاده از ساختمانهای مزبور در ساعات آموزشی برای همه ایرانیان وجود داشته باشد. شاید آنها به روزهای سخت نیندیشیده بودند.

 روزهای سخت

در سال 1359 این مدارس هم مانند دیگر آموزشگاه های سراسر ایران باید به بخش دولتی واگذار می شد. در نتیجه بر پایه قراردادی که بین انجمن زرتشتیان تهران به عنوان مالک و منطقه 6 آموزش و پرورش تهران به عنوان مستاجر بسته شد، ساختمان های این آموزشگاه ها در ساعات آموزشی به آموزش و پرورش سپرده شد. در ازای این امر آموزش و پرورش مکلف شد تا سقف سه درصد ارزش اعیانی( ساختمانهای موجود) جهت تعمیر، مرمت، بهسازی و رسیدگی به ساختمانهای موجود بر پایه ارائه فاکتور، پول (تحت عنوان اجاره بها) به انجمن زرتشتیان تهران بپردازد. به گفته دیگر، این قراردادها با این دید تهیه شده بود که همچنان افراد خیراندیشی که مدرسه سازی کرده بودند، با انگیزه بیشتری به امور جاری ساختمان مدرسه رسیدگی کنند و بدانند که از حمایت دولت هم برخوردار می شوند.

حتماً به خاطر دارید که همین دو یا سه سال پیش بود که آموزش و پرورش بابت همین قضیه چند صد میلیون تومان پول به حساب انجمن زرتشتیان تهران واریز کرد. یعنی چه؟ یعنی این که انجمن زرتشتیان تهران فاکتورهایی را به منطقه 6 آموزش و پرورش تهران ارائه کرده بود که حکایت از خرج کردن چند صد میلیون تومان پول بابت تعمیر، ترمیم و بهسازی ساختمانهای این سه آموزشگاه بود. سالن اجتماعات دبستان گیو، تالار ورزشی دبیرستان انوشیروان و سرویس بهداشتی دبستان گیو در همان زمان به چشم بنده حالتی بسیار اسفبار داشت. گمان می رفت که با دریافت این پول حداقل اندکی از آن صرف نگهداری این ساختمانهای فراموش شده شود. این گونه نشد. وقتی آموزش و پرورش منطقه 6 تهران پس از تذکرات کتبی متعدد به انجمن، با بی توجهی انجمن زرتشتیان تهران رو به رو شد، شوربختانه دست به اقدام قانونی نزد. درواقع آموزش و پرورش که فکر می کرد با سپردن این پول به انجمن دست کم یک دهم آن، خرج ساختمانها می شود، دید که سرش کلاه رفته است. شکایت نکرد، اما پس از ناکامی سیاست هویج، از سیاست چکش استفاده کرد و به طور غیرقانونی مانع دسترسی زرتشتیان ایران به تالار ورزشی منور آبادیان شد. آموزش و پرورش فکر می کرد که برای هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران ورزش کردن جوانان جامعه زرتشتی اهمیت زیادی دارد و برای این که جوانان زرتشتی بتوانند به ورزش ادامه داده و از دام های اعتیاد و فساد در امان باشند حاضر می شود کمی از آن پول را خرج ساختمانهای این آموزشگاه ها بکند. آموزش و پرورش فکر نمی کرد که اعضای محترم هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران یا اصلاً از جزئیات این قضیه بی خبر مانده اند یا بیشتر به مجوزهای ساختمان سازی و تراکم و سایر رویاها فکر می کنند. به هر حال انجمن زرتشتیان تهران از بی خبر ماندن جامعه سوء استفاده کرده و همچنان فقط گاهی طوری وانمود می کرد که در حال پی گیری این قضیه است.

اما با توجه به تماسها و ملاقات هایی که افراد این جامعه با مسوولین آموزش و پرورش داشته اند، و به دنبال پی گیری مردمی، انجمن هم برای این که عقب نیفتد دیداری را با رئیس منطقه 6 آموزش و پرورش تهران ترتیب داده است. سه راه حل برای این مشکل متصور هستیم و ممکن است :

 1-   انجمن همت کرده و نسبت به تعمیر، مرمت و بهسازی ساختمانهای این سه آموزشگاه به ویژه تالار ورزشی منور آبادیان اقدام کند و آموزش و پرورش دوباره به مفاد قرارداد پایبند شود و ساختمانها را به طور کامل در خارج ساعات آموزشی در اختیار انجمن قرار دهد.

2-   انجمن می خواهد به همین منوال با بی توجهی و بدون احساس مسوولیت نسبت به جامعه، جوانان و دانش آموزان به ساختمانها رسیدگی نکند و آموزش و پرورش حاضر است در نیمی از ساعات غیر آموزشی ساختمانها را در اختیار انجمن قرار دهد و مسلم است که دیگر هم پولی به انجمن نمی دهد. این نکته مورد مخالفت آن دسته از اعضای هیات مدیره انجمن قرار گرفت که آگاهی کامل از زیر و بم قضیه ندارند و برای دریافت همه اطلاعات تلاش نمی کنند.

3-   قرارداد اجاره سال 1359 فسخ شود و مدارس به صورت غیرانتفاعی یا شبیه به آن اداره شود. این حالت که مطمئن هستیم با استقبال اکثریت افراد جامعه زرتشتی رو به رو می شود شاید باید زودتر مورد توجه قرار می گرفت: حدود ده سال پیش زمانی که دولت دوباره علاقه خود را به مدارس خصوصی نشان داد و مدارس غیرانتفاعی آغاز به کار کردند و مدیریت آموزشی این مدارس به ویژه دبیرستان انوشیروان هم با تنگ نظری روزهای سختی را به نوجوانان زرتشتی تحمیل        می کرد، شاید طمع دریافت آن چند صد میلیون تومان هرگز اجازه نداد متولیان امر تصمیم درستی بگیرند و نام خود را مانند کیخسرو شاهرخ جاودانه سازند.

قضاوت وظیفه تاریخ است. ما داور نیستیم. گذشته ها گذشته. گشتن به دنبال مقصر فقط می تواند درس عبرت بشود: درس عبرتی برای من و تو که در انتخابات انجمن ها بر پایه کارنامه اجتماعی درخشان رای بدهیم، نه به حرفهای شخصی این و آن. هم اکنون هر یک از ما ایرانیان زرتشتی، به عنوان صاحبان این سه آموزشگاه دخترانه تهران باید نظر و خواست خود را به نمایندگان خود در انجمن زرتشتیان تهران منعکس کنیم. شما هم به یکی یا چند نفر از آنها رای داده اید برای روزی مثل امروز که به خواست شما احترام بگذارند و آن را لحاظ کنند. پس دیدگاه خود را بگویید و بنویسید.

 »» نکته: اطلاعات بالا همگی مستند هستند. اسناد مربوطه در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران دیده و خوانده شده و موجود است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 12:1  توسط کیقباد بهدین  | 

آبادی خوشبخت

 داستان نخست

آقای دکتر بَهور رییس محترم سازمان جوانان زرآبادی عصایش را در دستش تکان می داد که لرزش دستش به چشم نیاید و به من گفت: خیلی هم بد نشد! اصلاً عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد! باشگاه که نباشد دیگر جایی رو ندارند این جوان ها. مجبور می شوند بروند به استخر باحالی که در جاده زر آباد- کرآباد ساخته ام. پرسیدم: آقای دکتر! مگر قرار است باشگاه را ببندید. گفت: دست به دلم نذار. چند تا از اهالی زورآباد آمده اند و گفته اند که چشمشان دنبال زمین باشگاه من هست و می خواهند شترهایشان را در آن جا بخوابانند. گفتم: خوب این که کاری ندارد. به آنها بگو زمین من فروشی نیست. پاسخ داد: به! دلت خوشه ها! این زورآبادی ها یک طوری به من نگاه می کردند که اصلاً خوف همه وجودم رو برداشته بود. این جوری باز شاید یه پولی به من بدهند ولی اگر جلویشان در بیایم شاید زمین را بخورند و یک آبی هم رویش. به او پیشنهاد دادم یک وکیل بگیرد و با ابرام باشگاه را نگه دارد. دامنه نوسان دستش سه برابر شد، چشمهایش به سقف دوخته شد، کم کم لرزش به همه بدنش افتاد و دراز به دراز افتاد روی زمین. وقتی می رفتم که کمک بخواهم دیدم کف زمین هم خیس شده است!

 داستان دوم

روانشاد انوشیروان دادگر( هیچ ربطی به پادشاه ساسانی ندارد) که ترک وطن کرده بود به اطرافیان سفارش می کند که بخشی از دارایی او را صرف یک کار اجتماعی برای مردم زرآباد بکنند. این شد که آنها هم ساختمانی را با آن پول در زرآباد بنا کردند که صبح ها نوجوان های زرآباد و البته سایر آبادی ها بیایند درس بخوانند و عصرها جوانها ورزش کنند و به کارهای اجتماعی دیگر بپردازند. سربازی که از ساختمان دولتی رو به روی آن پاسداری می کند به من گفت در همان عهد رضا قلی هنوز نم دیوار خشک نشده بود که یک مرد قمرآبادی بدجوری به دبیرستان نگاه می کرد و می خواند:« بخوای نخوای... دوست دارم...عشق منی...عشق من... مال منی منی منی» خلاصه اهالی زرآباد مدتی از دبیرستان استفاده کردند ولی یک دفعه نمی دانم چه شد که دختر همان مرد قمرآبادی شد مدیر دبیرستان. خانم زروان قانون کرد که نام دبیرستان بشود «خیال نیک». بعد هم گفت این آموزشگاه فقط مال قمرآبادی ها هست چون ته قباله نوشته: به سال 1385 هجری قمری. این کلمه قمری که ختم کلام است یعنی همه چیز مال قمرآبادی هاست. با رفت و آمد نماینده زرستانی های زرآبادی و رییس انجمن زرآبادی های مرکز نام دبیرستان را تغییر داد و شد: دبیرستان دادگرنما. گفت باشه سگ خور! زرآبادی ها هم می توانند ورزش کنند ولی فقط بین ساعت 12 تا 12:05. رییس انجمن زرآبادی ها که پس از این همه پابوس شادمان بود که خانم زروان« نه» نگفته اند، پرسید: ساعت 12 ظهر یا 12 شب؟ نماینده زرستانی های زرآبادی هم در بیانیه ای از جدیت، پی گیری و به نتیجه رساندن این مشکل با همه وجود از رییس انجمن زرآبادی ها قدردانی کرد.

 داستان سوم

جوانان ورزشکار زرآباد که از باشگاه سازمان جوانان زرآبادی و تالار ورزشی دبیرستان دادگرنما دستشان کوتاه شده بود، دلشان را به زمینی خاکی خوش کرده بودند که در یک مجموعه با نام دهن پرکن« بزرگ» قرار داشت. از بچه های دبستانی تا آدم های بزرگ وقتی بیکار می شوند به جای روی آوردن به سرگرمی های بی فایده یا خطرناک با ورزش در این زمین خاکی لذت می بردند. آقای امین که مدیر آن جا شد شروع کرد توی این زمین خاکی سنگ انداختن. بچه ها که با وجود سنگ ها بازهم بازی می کردند و گاهی ضربه مغزی می شدند ولی بزرگترها به آقای امین اعتراض کردند. آقای امین گفت من سنگ انداخته ام تا شما بازی نکنید، بازی که می کنید گرد و خاک به هوا می رود و نور نورافکن به زمین نمی رسد که چمن های زمین رشد کند و گرد و خاک جلوی سر سبزی تیر دروازه را هم می گیرد و از آن مهمتر گرد و خاک روی اسباب و اثاثیه سرایدار می نشیند. قابل ذکر است برای پیشبرد اهداف اجتماعی مردم زرآباد، آقای امین نسبت به نصب دستشویی فرنگی برای سرایدار، کارگذاری قفلهای امنیتی با ضریب اطمینان بالا برای در منزل سرایدار و تجهیز‌‌ یخچال سرایدار به دستگاه خنک کننده آب اقدام کرده است. یادش بخیر وقتی من هم بچه بودم یک تابلوی سبز داشت که نوشته بود مجتمع دینی- فرهنگی- ورزشی بزرگ.  آقای امین که فرزند و نوه و اقوام و فامیل خرد و کلانش در آمریکا و اتریش هستند معتقد است مکان ورزشی به قدر کافی در زرآباد هست چرا مزاحم سرایدار می شویم. او حاضر نشد با میکروفن مصاحبه کند.

 داستان چهارم

ولی جوانان ورزشکار زرآباد این روزها خیلی شاد و حتی شنگول هستند. ماجرا را جویا شدیم. دختران ورزشکار که براحتی می توانند با صرف هزینه ای باچیز(متضاد ناچیز) به جای این تالار و زمین و باشگاه به سالن تن سازی «زراعت» بروند. سالن تن سازی زراعت زیر نظر خودمان اداره می شود و مطمئن هستیم که هیچ مشکلی برای کسی پیش نمی آید. پسران جوان زرآبادی هم که چقدر خوشحال شده اند. جناب ریس انجمن زرآبادی های مرکز که با خانم زراعت هیچ نسبتی ندارد، با وجود مشغولیتهای زیاد از روی دلسوزی، دید این جوانها تباه می شوند پس خودش پیشقدم شد. او با پایه گذاری شرکت سهامی خیریه درمان جوانه های گوژپشت علاوه بر درمان رایگان زخمهای خنجر که در پشت زرآبادی ها دیده می شود، با قیمت تعاونی بین جوانان زرآباد قرصهای توانگردان و مکمل های روانساز توزیع می کند. او که از عاشقان میکروفن و مصاحبه و شو و... است به خبرنگار تارستان گفت« یه کاری کردم که این جوانها بتوانند به آرزوی خود برسند. بتوانند با کاکا و مسی فوتبال بازی کنند. همیشه برنده بازی باشند. من یک بار خودم هم از این قرص خوردم و تیم منچستریونایتد را 6 تایی کردم. شما هم بفرما!» خبرنگار تارستان وقتی متن مصاحبه را به پایان رساند در گوش من فریاد زد: هفت هیچ از بوکاژونیورز جلو افتادم به هیچ کس نگو!
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 9:30  توسط کیقباد بهدین  | 

درود. تاکنون پیرو آگاهی رسانی شفاهی دو نفر دیگر از همکیشان البته با نوشتاری دیگر همین درخواست را به پایگاه آگاهی رسانی مردمی ریاست جمهوری فرستاده اند. اگرچه به نظر می رسد کسان دیگری هم بدون هرگونه اعلام به این کار مبادرت کرده اند. چنین برمی آید با فرستادن این درخواست از سوی دیگران به مقامات، پشتیبانی گروهی هازمان از این خواسته مسلم می شود. جای یادآوری دارد که بر پایه خبرهای منتشر شده از سوی پایگاه های خبر رسانی امرداد و همازور خانم توران بهرامی در سخنان خود در طول آیین گهنبار آدینه اخیر در دبیرستان انوشیروان به این نکته اشاره کرده اند که در فضای کنونی دبیرستان هیچ نشانی از زرتشتی بودن این ساختمان وجود ندارد. اگرچه برخی دوستان در دیدگاه های خود در این پایگاه ها نوشتار سردر ساختمان را گویای زرتشتی بودن آن می دانند اما باید گفت بر همه روشن است که انجمن بجز آیین های دینی از این ساختمان استفاده دیگری نمی نماید که البته جای شفاف سازی از سوی انجمن زرتشتیان تهران خالی است. این در حالی است که جوانان زرتشتی تهران با کمبود فضای ورزشی مناسب و ارزان رو به رو هستند. امید است با همت تک تک شما ایرانیان و با خواست مقامات برای آسایش همه ایرانیان  مدیریت ساختمانها به ایرانیان زرتشتی واگذار شود تا بتوان برای همه امور اجتماعی از ساختمانهای گیو، گشتاسب و انوشیروان استفاده کرد و به خواست راستین وقف کنندگان جامه عمل پوشاند.

در دیدگاه یکی از دوستان در پایگاه همازور اشاره جالبی بود که در آمریکای شمالی قانونی وجود دارد که یک صندوقدار مسلمان می تواند از خریدار مشروبات الکلی بخواهد برای پرداخت به صندوق دیگر (غیرمسلمان) مراجعه کند. سالها پیش این کار غیرممکن و غیرقانونی بوده اما با پی گیری افرادی که در آمریکای شمالی به احترام متقابل دینها و ارج نهادن به ارزشهای دینی اعتقاد دارند قانون به گونه ای تغییر کرده که این ارزش خواهی دینی برای مسلمانان در آنجا میسر شود. اطمینان دارم که در کشور ارزشی ما کسی نیست که بخواهد این سه ساختمان را از هازمان ایرانیان زرتشتی (مالکان راستین ساختمانها) دریغ کند.

اگر دوست دارید نظر خود را بگذارید یا اقدام خود را در این باره بازتاب دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 16:22  توسط کیقباد بهدین  | 

انجمن زرتشتیان در آخرین ماههای پاییز سال گذشته(۱۳۸۷) از تالار دبیرستان انوشیروان در تهران استفاده کرده بود آن هم به همت دبیر دینی آن آموزشگاه. شما فکر می کنید چه شد که پس از نزدیک به یک سال دوباره در ۱۱ دی ماه ساعت ۹ صبح قرار است گاهنبار در این آموزشگاه برگزار شود. شما چه فکر می کنید؟ آیا این ساختمان نمی تواند جز استفاده آیینی برای استفاده اجتماعی مالکان واقعی آن که همه ایرانیان زرتشتی هستند به کار رود؟ شما چه می اندیشید؟ 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 16:42  توسط کیقباد بهدین  | 

آموزشگاه های گیو، گشتاسب و انوشیروان در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران در ساختمانهایی مشغول فعالیت هستند که ملک و بنای آن به طور کامل به ایرانیان زرتشتی و به نمایندگی آنها به انجمن زرتشتیان تهران تعلق دارد. اگر در خاطرات بر جای مانده از پیشینیان خود بنگریم، متوجه می شویم که از همان ابتدا برخلاف پیمان شکنی و ناجوانمردی هایی که ارگانها و سازمانهای وقت و درصدر آنها شهردار تهران در آن زمان انجام داده است، با دلسوزی و پی گیری و همت بزرگمردان جامعه زرتشتی در آن زمان این زمین ها آماده و بناها ساخته شده اند تا جامعه زرتشتی در کنار مسائل آموزشی، از آنها برای سایر امور اجتماعی و آیینی بهره ببرد. بزرگ منشی در ساخت بناها، تالارها و اتاق ها نشان می دهد که در زمان خوب، به روزهای سخت هم فکر کرده اند.

      شوربختانه، آموزش و پرورش منطقه 6 تهران بدون در نظر گرفتن حقایق فوق و با دست آویز قرار دادن چند قرارداد انسانی- اجتماعی که هراز چندگاه به فراخور زمان دچار تغییر می شود، علاوه بر وظیفه آموزش و پرورش ( که معمولاً اثری از پرورش در کارهای آن نمی بینیم) این ملک ها و ساختمانها را به طور غیر عرف و با سوء استفاده از قدرت و اختیارات قانونی خود غصب کرده است. جای بسی نگرانی است که افراد و گاه گروه های پرشماری که در سالهای گذشته از آرای ایرانیان زرتشی برخوردار بوده اند، نتوانستند هیچ گامی در راه رفع این غصب ناجوانمردانه بردارند و حتی غاصبان جری هم شده اند و طعم این غصب را به گونه ای تلخ تر به مذاق جامعه تحمیل کرده اند.

      هم اکنون نوبت تک تک ماست. اگر شما هم به گذشته خود افتخار می کنید، باید نشان دهید که اگر کار جدیدی انجام نمی دهید، حداقل میراث پیشینیان را به غاصب نمی سپارید و از آن نگهداری می کنید.

      بنابراین، لازم است از بالاترین مقام اجرائی کشور خواهش کنیم که در این قضیه با دید تیزبین خود از ظلم بیشتر به ایرانیان زرتشتی جلوگیری کنند. بدین ترتیب هر کسی از جامعه می تواند خواست خود را از طریق پایگاه آگاهی رسانی ریاست جمهوری www.president.ir به آگاهی قدرتمندترین مرد اجرائی کشور برساند. من هم به سهم خودم در ادای دین به پدران و مادران شجاع و فداکار خود، از ایشان درخواست کردم که مدیریت این املاک و بناها را به طور کامل در اختیار انجمن زرتشتیان تهران قرار دهد. این خواسته منافاتی با کار آموزشی ندارد. در ساعات آموزشی طبق مقررات جاری  آموزش و پرورش در این مکان ها به نونهالان و نوجوانان ایرانی ارائه می شود ولی پس از ساعات آموزشی انجمن می تواند از تالارها و کل این بناها برای کارهای اجتماعی و آیینی استفاده کند.

      دقت فرمائید که برای فرستادن نوشته خود برای وب سایت www.president.ir بهتر است متن مورد نظر را قبلاً درWord تایپ کنید. نام نام خانوادگی، شماره تماس، نشانی پستی، کدپستی ده رقمی و نشانی    e-mail از ضروریات این ارتباط است.

      اگر دوست دارید دیگران هم از اقدام شما در این رابطه آگاه شوند می توانید کپی نوشته خود برای ریاست جمهوری را برای این وبلاگ بفرستید که دیگران هم از آن بهره ببرند.

 کپی نوشته اینجانب به شرح زیر است که برای ریاست جمهوری فرستاده شده است:

آقای احمدی نژاد، درود.

 مدارس دخترانه دبستان گیو، راهنمایی گشتاسب و دبیرستان نوشیروان واقع در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران از قدیمی ترین مدارس تهران به شمار می آیند و به انجمن زرتشتیان تهران تعلق دارند. متاسفانه طی دهه های گذشته با ترفندهایی غاصبانه که گاهی نام قانون هم به آن اطلاق شده است، انجمن زرتشتیان تهران به صورت عملی فقط به یک صاحب ملک تبدیل شده که کمترین حق ممکن را در این مدارس دارد.ساختمان های این مدارس به طور عینی نشان می دهد که هدف از ساخت آنها استفاده به عنوان مدرسه در ساعات اداری و استفاده جهت آیین ها و امور اجتماعی در ساعات پس از آن بوده است. دارا بودن تالار ورزشی، تالار گردهمایی و سایر امکانات موید این امر است. شوربختانه تنگ نظری های موجود طی دو سه سال اخیر با گستاخی توام شده و طعم تلخ تری برای ایرانیان زرتشتی پیدا کرده است. در حالی که پیش از این امکان استفاده از تالار ورزشی آن فراهم بود، از بخت بد باز با بد نام کردن قانون، آن هم در سال اصلاح الگوی مصرف، امکان استفاده بهینه از محیط مدارس توسط انجمن زرتشتیان تهران بیش از پیش سلب شد. این فقط حرف من نیست. شما خود از دیگر ایرانیان زرتشتی باز بپرسید. این خواست دیرین همه بویژه زرتشتیان جوان مقیم تهران است.

       به یاد دارم وقتی نوجوان بودم از یکی پرسیدم چه شد که فلسطین به دست اسراییلی ها افتاد، او پاسخ داد:« اسرائیلی ها با قیمت های مناسب شروع به خرید زمین ها از مردم فلسطین کردند و مردم فلسطین هم بدون توجه به عواقب آن، با شادمانی از سود، زمین ها را به آنان فروختند و زمانی رسید که دیدند زمینی برای خود ندارند و اسرائیلی ها هم با قوای قهریه آنها را راندند.» من نوجوان گفتم:« پس پولشان را گرفته اند و نباید ناراحت باشند. کار قانونی بوده.» بدون توجه به صحت یا نادرستی این موضوع فقط از همان وقت من فهمیدم که از قانون هم می توان برای غصب، سوء استفاده کرد و برای پیشگیری به یک دادستانی و دادگستری هوشمند نیاز داریم.

       می دانم بزودی مشاوران حضرتعالی و مدیران ذی ربط با تعدادی بخشنامه و آیین نامه و سایر قراردادهای قابل تغییر انسانی-اجتماعی بار دیگر صورت جدیدی از ترفندهای غاصبانه مزبور را با خوشنامی تمام به شما ارائه می دهند. آوازه دادگستری شما بسیار بلند است. حتی در دورترین نقاط جهان ستمدیدگان دل به نام شما خوش کرده اند. امیدوارم با شجاعت مثال زدنی خود، اجازه دهید مدیریت مدارس دخترانه گیو، گشتاسب و نوشیروان در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران به طور کامل به ایرانیان زرتشتی که صاحبان آن ها هستند واگذار شود تا بتوان علاوه بر امور یادگیری و تربیت، در مراسم آئینی و امور اجتماعی از آنها استفاده بهینه کرد. امیدوارم همانند دستورات پیشین خود، این دستور را هم با دلسوزی تمام به گونه ای صادر فرمایید که در هنگام عبور از سدها و دیدگاه های مدیران محترم ارشد و میانه دچار خدشه نشود و بتوانیم آنچه را در فیلم تبلیغاتی تلویزیونی شما از زبان یکی از پیشوایان دینی زرتشتی نقل شد به چشم خود باز هم ببینیم.

 ارادتمند- دکتر کیقباد بهدین

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:32  توسط کیقباد بهدین  |